انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

Augmented reality in neurosurgery: واقعیت افزوده در جراحی مغز و اعصاب

06 تیر 1402
زمان مطالعه: 2 دقیقه
1012 بازدید
Augmented reality in neurosurgery:                                    واقعیت افزوده در جراحی مغز و اعصاب

خلاصه مقاله

نورونوگیشن به یک جراحی مغز و اعصاب ضروری برای دستیابی به حداقل تهاجم و حداکثر ایمنی تبدیل شده است. ناوبری عصبی یک مدل مجازی سه بعدی از جزئیات آناتومیک به روز شده در زمان واقعی را ارائه می دهد که در زمینه جراحی واقعی پوشانده شده است.اپراتور موظف به انتقال اطلاعات از محیط "مجازی" سیستم ناوبری به میدان جراحی واقعی است .محیط مجازی شامل ابزارهای مجازی جراحی و جزئیات آناتومی مجازی مخصوص بیمار (به طور کلی از تصاویر سه بعدی قبل از عمل به دست می آید). AR امکان ادغام داده ها از واقعیت محیطی با اطلاعات مجازی و بالعکس را فراهم می کند.این سیستم‌ها اجازه می‌دهند تا پیش‌بینی‌های سه‌بعدی مشتق شده از تصاویر قبل از عمل جراحی به چشمی دو طرفه از اپتیک دوچشمی میکروسکوپ عامل که دقیقاً مطابق با زمینه جراحی است پوشش دهند. .در دسترس بودن سریع اطلاعات مجازی مشتق شده از بیمار شامل گرافی های مختلف و ... که بر روی نمای میدانی جراحی قرار می گیرد به جراح در انجام اقدامات کم تهاجمی کمک میکند.به ویژه تنوع زیادی از انجام اقدامات فنی ، گزینه های معتبری را توسط جراح مغز و اعصاب برای انجام جراحی فراهم میکند مثلا، برای جراحی های مختلف(عمدتا عصبی-انکولوژیک و عصبی-عروقی) ،برای روش های مختلف درمانی(اندووسکولار،نازال،باز) و برای مراحل مختلف از همان جراحی(قسمت میکروسکوپی و قسمت ماکروسکوپی) استفاده می کند.

مقدمه:

نورونوگیشن به یک جراحی مغز و اعصاب ضروری برای دستیابی به حداقل تهاجم و حداکثر ایمنی تبدیل شده است. ناوبری عصبی  پیشرفتی قابل توجه است که یک مدل مجازی سه بعدی از جزئیات آناتومیک به روز شده در زمان واقعی را ارائه می دهد که در زمینه جراحی واقعی پوشانده شده است. ناوبری عصبی یک پیشرفت قابل توجه است.

نحوه عمل واقعیت افزوده AR

در واقع جراح مغز و اعصاب باید از میدان جراحی به یک ایستگاه کاری اختصاصی نگاه کند سپس اپراتور موظف به انتقال اطلاعات از محیط "مجازی" سیستم ناوبری به میدان جراحی واقعی است .محیط مجازی شامل ابزارهای مجازی جراحی و جزئیات آناتومی مجازی مخصوص بیمار (به طور کلی از تصاویر سه بعدی قبل از عمل به دست می آید). واقعیت افزوده (AR) امکان ادغام داده ها از واقعیت محیطی با اطلاعات مجازی و بالعکس را فراهم می کند.برای فهم بهتر موضوع میتوان گفت که حقیقت ARاین است که موجب غنی سازی واقعیت با محتویات مجازی اضافه شده می شود.در اکثر سیستم ها، منبع واقعی داده یک میکروسکوپ جراحی است این سیستم‌ها اجازه می‌دهند تا پیش‌بینی‌های سه‌بعدی مشتق شده از تصاویر قبل از عمل جراحی به چشمی دو طرفه از اپتیک دوچشمی میکروسکوپ عامل که دقیقاً مطابق با زمینه جراحی است پوشش دهند.برای دستیابی به تلفیقی منسجم بین تصاویر واقعی و محتوای مجازی ،این سیستم ها اپتیک میکروسکوپ و همچنین عواملی مثل فوکوس،زوم و تمام پارامترهای دوربین داخلی را رصد میکنند برخلاف سایر سیستم های ساده تر که همواره نیاز به تنظیمات دستی میباشند،همچنین تفاوت هایی بین سیستم های ناوبری عصبی سنتی و مدرن وجود دارد به این صورت که سیستم های ناوبری سنتی دارای یک نشانگر سرنیزه روی صفحه نمایش که در واقع تنها راه ارتباط بین محیط واقعی و مجازی هست می باشند که جراح برای مشاهده مطابقت بین یک نقطه مجازی و واقعی جراح نوک اشاره گر را روی یک هدف واقعی آناتومیکال قرار میدهند و مطابقت آن را با نوع مجازی مشاهده می کنند در حالی که در سیستم واقعیت افزوده(AR)مطابقت بین دنیای واقعی و مجازی رو تصاویر افزوده شده به یکدیگر به طور همزمان بدون هیچ وسیله فیزیکی اضافی به عنوان نشانگر که ممکن است منبع بالقوه آسیب در جراحی باشد انجام میشود .نوع خاصی از سیستم (AR) مبتنی بر میکروسکوپ توسط یک میکروسکوپ ردیابی عصبی که به طور منحصر به فرد به عنوان یک منبع ورودی برای نرم افزار یکپارچه سازی داده ها با مدل های مجازی قبل از عمل، عمل می کند ایجاد میشود.تصویر در میکروسکوپ نمایش داده نمیشود بلکه بر روی یک صفحه نمایش جدا از صحنه جراحی واقعی است که این احتمالا به دلیل مسائل فنی مرتبط با ارسال مجدد تصاویر افزوده شده به عنوان داده های ورودی به نمایشگر میکروسکوپ است.این سیستم های (AR)مبتنی بر میکروسکوپ دو کاستی اصلی دارند:اول اینکه خود میکروسکوپ برای بخش ماکروسکوپی اولیه جراحی شامل برش پوست،کرانیوتومی و افتتاح دورال عملی نیست و مورد دوم میکروسکوپ های فعلی فقط یک تجسم مونوسکوپی میدان جراحی را نمایش می دهند.

کاربرد:

کاربرد(AR) در جراحی اندوواسکولار شامل روی هم قرار دادن یک CT و MRI مشتق شده از مدل سه بعدی درخت وریدی و ضایعات آن در واقعیت تصویر دو بعدی که در این مورد با آنژیوگرافی به دست می آید، می باشد.از آنجایی که کرانیوتومی لازم نیست ، شیفت مغز در این زمینه کاربردی پوچ است بنابراین ، می توان آن را به عنوان یک سیستم (AR) که برای دسترسی جراحی کاملا قابل اعتماد است در نظر گرفت.

از دیگر موارد کاربرد این روش میتوان به کاربرهای عصبی-انکولوژیکی،عصبی-عروقی،غیرععصبی-انکولوژیکی،غیر عصبی-عروقی گزارش شده است و با توجه به آمار ممکن است نتیجه بگیریم که کاربردی عصبی-انکولوژیکی ریاج ترین نوع استفاده از AR در جراحی مغز و اعصاب است.

نتیجه گیری:

مقاله فعلی تایید می کند که AR یک روش قابل اعتماد در جراحی مغز و اعصاب است .در دسترس بودن سریع اطلاعات مجازی مشتق شده از بیمار شامل گرافی های مختلف و ... که بر روی نمای میدانی جراحی قرار می گیرد به جراح در انجام اقدامات کم تهاجمی کمک میکند.به ویژه تنوع زیادی از انجام اقدامات فنی ، گزینه های معتبری را توسط جراح مغز و اعصاب برای انجام جراحی فراهم میکند مثلا، برای جراحی های مختلف(عمدتا عصبی-انکولوژیک و عصبی-عروقی) ،برای روش های مختلف درمانی(اندووسکولار،نازال،باز) و برای مراحل مختلف از همان جراحی(قسمت میکروسکوپی و قسمت ماکروسکوپی) استفاده می کند.

مقالات مرتبط

09 دی 1402
2 دقیقه

مطالعه آزمایشگاهی پاتوژنز پیشرفت MS را روشن می کند

مکانیسم های بیماری زایی که باعث پیشرفت بیماری در مولتیپل اسکلروزیس (MS) می شود، مشخص نشده است. یک مطالعه کلینیک مایو شواهدی را ارائه می دهد که سلول های  neuroantigen-specific T cellsبه بخش های دمیلینه شده سیستم عصبی مرکزی نفوذ می کنند و باعث از بین رفتن نورون و پیشرفت بیماری می شوند.

19 تیر 1402
2 دقیقه

تومورهای تالاموسی

تومورهای تالاموس نادر هستند و تقریباً 5 درصد از کل تومورهای مغزی را تشکیل می دهند. در همه گروه های سنی رخ می دهد اما در کودکان شایع تر است. پیشرفت‌ها در روش‌های تصویربرداری و تکنیک‌های میکروسرجری، رویکردهای هدفمند جمجمه‌ای را ایجاد کرده است که عوارض جراحی را به حداقل می‌رساند و میزان ایمن برداشتن ضایعه را به حداکثر می‌رساند. با ادامه پیشرفت تکنیک‌های جراحی میکروسکوپی، رویکردهای جراحی مؤثرتری برای تومورهای تالاموس قابل دستیابی است. علائم و نشانه‌ها مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه (به عنوان مثال، سردرد پیشانی، بی حالی و استفراغ) و علائم ادم پاپی می شود. قسمت داخلی هر تالاموس مرزهای جانبی بطن سوم را تشکیل می دهد. اختلال در هسته های خاص (specific nuclei) می تواند یافته های ویژه‌ای را استخراج کند: هسته های Reticular و intralaminar - هسته های حسی - هسته های Effector - هسته های Associative - هسته لیمبیک. MRI با کنتراست، روش تشخیصی اصلی برای این تومورها است. توالی بازیابی وارونگی ضعیف شده با مایع (FLAIR) می تواند برای تومورهایی که با کنتراست تقویت نمی شوند مفید باشد. تصویربرداری (DTI) می تواند به ایجاد رابطه بین مسیر قشر نخاعی و تومورهای تالاموس، به ویژه نوع thalamopeduncular کمک کند. تومورهای اولیه تالاموس منشأ گلیالی دارند. شیمی‌درمانی. برخی از جراحان بسته به تشخیص، روش stereotactic needle biopsy و درمان کمکی (adjuvant) را دنبال می‌کنند (2). هیدروسفالی علامت دار اغلب به مداخله جراحی برای قرار دادن شانت ventriculoperitoneal یا جراحی debulking نیاز دارد تا بتواند دینامیک مایع مغزی نخاعی native (CSF)  را فعال کند. انتخاب روش مناسب به منشاء، الگوی رشد تومور در رابطه با ساختارهای طبیعی و پاتولوژی مشکوک بستگی دارد. سطح راحتی و تجربه جراح با رویکرد انتخابی نیز عامل مهمی است. روش‌های جراحی متعددی، از جمله روش‌های anterior interhemispheric transcallosal، transcortical transventricular، contralateral infratentorial supracerebellar، posterior interhemispheric parasplenial و transsylvian transinsular توصیف شده‌اند. آناتومی ورید و تغییرات آن در اطراف superior parietal lobule باید قبل از جراحی برای مسیرهای بین نیمکره ای مورد توجه قرار گیرد. 6 ناحیه تشریحی تالاموس : منطقه 1: تومورهای تالاموس قدامی تحتانی (رویکرد زیر پیشانی سوپراکاروتید اوربیتوزیگوماتیک) روش Transrostral/Subfrontal Translamina Terminalis Approach :این رویکرد محدود به تومورهای نسبتاً کوچک تالاموس قدامی تحتانی است. رزکسیون کلی تومورهای بزرگ معمولاً مشکل ساز است و بدون عقب نشینی غیرمجاز (undue retraction) در ساختارهای عصبی عروقی طبیعی اطراف امکان پذیر نیست. این رویکرد مناسب نیست و مسیر orbitozygomatic را که در بالا مورد بحث قرار گرفت، رویکرد بهتری است. منطقه 2: تومورهای تالاموس داخلی رویکرد( Anterior Interhemispheric Transcallosal ) :مرکز تومور در ناحیه تالاموس قدامی و میانی قرار دارد و به سطح pial دیواره بطن سوم می رسد روش Suprapineal Recess/Supracerebellar Transventricular: از معایب این روش می توان به آسیب پذیری habenula، رگ Galen و quadrigeminal plate اشاره کرد. منطقه 3: تومورهای تالاموس جانبی روش (Contralateral Anterior Interhemispheric Transcallosal Approach) نتیجه از رویکرد طرف مقابل (contralateral approach)، از طریق این اپروچ یک مسیر عرضی جانبی امکان پذیر (more feasible lateral cross-court trajectory) به سمت تالاموس جانبی به دست می آید. در هنگام برداشتن ضایعات تالاموس جانبی به دلیل مجاورت نزدیک کپسول داخلی باید احتیاط کرد.

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری