شکستگی C2
خلاصه مقاله
یک بیمار مرد 65 ساله به دلیل شروع حاد درد شدید در ناحیه کتف و گردن راست در بیمارستان بستری شد. درد علیرغم استفاده از داروهای بدون نسخه به مدت 10 روز پایدار بود. بیمار هیچ گونه بی حسی یا ضعف همراه را گزارش نکرد.
#با_کیس_درس_بخوانیم
#C2_fracture
✅شکایت اصلی و بیماری فعلی:
یک بیمار مرد 65 ساله به دلیل شروع حاد درد شدید در ناحیه کتف و گردن راست در بیمارستان بستری شد. درد علیرغم استفاده از داروهای بدون نسخه به مدت 10 روز پایدار بود. بیمار هیچ گونه بی حسی یا ضعف همراه را گزارش نکرد.
✅سابقه پزشکی گذشته:
سابقه پزشکی بیمار شامل آدنوکارسینوم پانکراس متاستاتیک مرحله IV با تمایز ضعیف، فشار خون بالا و سوء مصرف قابل توجه الکل است. بیمار قبلاً شش دوره درمان با FOLFIRINOX (folinic acid/leucovolrin calcium, fluorouracil, irinotecan hydrochloride, and oxaliplatin) را پشت سر گذاشته بود، اما به دلیل پیشرفت بیماری، دو هفته پیش یک رژیم درمانی جدید با Gemzar و Abraxane آغاز شد.
✅سابقه خانوادگی:
سابقه خانوداگی بیماری خاصی را بیمار گزارش نکرد
✅تاریخ اجتماعی:
بیمار یک کارگر ساختمانی بازنشسته بود. او با همسر و دو فرزند خود زندگی می کرد. بیمار روزانه یک پاکت سیگار می کشید و مشروبات الکلی مصرف می کرد.
✅معاینات:
معاینه فیزیکی بیمار هیچ حساسیتی را در هنگام لمس ستون فقرات گردنی، سینه ای یا کمری نشان نداد. علاوه بر این، هیچ نقص حسی یا حرکتی در اندامهای فوقانی یا تحتانی مشاهده نشد و رفلکسهای او در هر دو طرف طبیعی بود.
✅یافته های تصویربرداری:
بیمار در بیمارستان دیگری تحت سی تی اسکن ستون فقرات گردن قرار گرفت که ضایعات استئولیتیک نشان دهنده بیماری متاستاتیک را نشان داد. ضایعات در نیمه راست body مهره C2، right lateral mass C2، لامینای سمت راست مجاور، و سطح مفصلی فوقانی سمت راست lateral mass C2 یافت شد. مشاوره جراحی مغز و اعصاب درخواست شد و MRI برای بررسی ضایعات انجام شد. نتایج MRI یک ضایعه توده ای بافت نرم را نشان داد که T2 hyperintense و T1 isointense بود، که جایگزین aspect راست body مهره C2 شد. مشخص شد که ضایعه دارای restricted diffusion و post-contrast enhancement است که باعث نگرانی در مورد ضایعات لیتیک متاستاتیک شده است.
✅پیگیری:
بیمار برای درد خود تحت رادیوتراپی قرار گرفت اما بهبود چندانی مشاهده نکرد. تیم جراحی مغز و اعصاب تصمیم به جراحی فوری گرفتند، بنابراین از interventional radiology برای مدیریت درد و جلوگیری از بیثباتی، که میتواند منجر به cord compression شود، مشاوره گرفته شد. پس از ارزیابی، یک ورتبروپلاستی C2 با هدایت CT از راه پوست با استفاده از رویکرد posterolateral approach انتخاب شد.
📝گرد آورنده: دکتر محمدسینا میرجانی
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
مطالعه آزمایشگاهی پاتوژنز پیشرفت MS را روشن می کند
مکانیسم های بیماری زایی که باعث پیشرفت بیماری در مولتیپل اسکلروزیس (MS) می شود، مشخص نشده است. یک مطالعه کلینیک مایو شواهدی را ارائه می دهد که سلول های neuroantigen-specific T cellsبه بخش های دمیلینه شده سیستم عصبی مرکزی نفوذ می کنند و باعث از بین رفتن نورون و پیشرفت بیماری می شوند.
ناهنجاری کیاری
کیاری مالفورماسیون مجموعه ای از اختلالات مغز خلفی ( hidbrain) است که از هرنی تونسیل مخچه از سوراخ فورامن مگنوم تا آپلازی و آژنزی مخچه متغیر میباشد.در این مجموعه از اختلالات، علایم بالینی، یافته های تصویر برداری و جنبه های تکنیکال برای فشاربرداری (decompression) مختلفی در هر نوع از کیاری وجود دارد. چندین نوع دارد. تیپ یک : پایین آمدن تونسیل مخچه از فورامن مگنوم 5 میلیمتر یا بیشتر که سیرنگومیلیا است . علایم بصورت سردردی در پشت سر و گردن که با سرفه یا عطسه یا زورزدن ایجاد میشود و بلافاصله بعد از پایان آن ها، پایان میابد. در نوزادان و کودکانی که نمیتوانند درد خود را بیان کنند علایم آن شامل بیقراری و گریه است.نشانه های این بیماران شامل: آتاکسی، هایپررفلکسی، آتروفی، ضعف عضلانی، و اختلال عملکردی اعصاب مغزی تحتانی و از دست رفتن حس شال, اختلال حس دمایی و لمس فقط در سطحی مشاهده میشود که مسیر اسپاینوتالامیک تحت فشار قرار گرفته است.تصویر برداری انتخابی در این بیماران MRI است. در افراد نرمال و بدون علامت تونسیل مخچه میتواند تا 3 میلیمتر به پایین تر از فورامن مگنوم آمده باشد. زمانی میگوییم فتق تونسیلار رخ داده است که این پایین آمدگی 5 میلیمتر یا بیشتر باشد و در پایین آمدگی در حد فاصل 3 تا 5 میلیمتر را Borderline میگوییم.علاوه بر محل قرار گیری نوک تونسیل، شکل آن نیز مهم است. تیپ 2 : در همراهی با میلیودیسپلازی و هیدروسفالی دیده و ساختارهایی که هرنی میابند شامل:الف) ورمیس مخچه ب)ساقه ی مغزی ج) بطن چهارم هستند. علاوه بر ساختمان های عصبی مذکور ساختار های همراه آن ها نیز مانند شبکه ی کورویید، شریان بازیلار و PICA میتوانند به پایین جابجا شوند. بیماران در 5 سالگی دچار علایم ناشی از ساقه ی مغزی و یک سوم از آن ها ثانویه به نارسایی تنفسی میمیرند.از اختلال عملکرد زوج 9 و 10 مغزی دارند که میتواند تنفس، بلع و عملکرد طناب های صوتی است که میتواند در همراهی با استریدور، اپیستوتونس ونیستاگموس باشد. با طویل شدن و جابجایی به پایین ورمیس مخچه و ساقه ی مغزی، همراه با میلیومننگوسل در تمام بیماران و هیدروسفالی در اغلب بیماران و نیز وجود سیرنگومیلیا بویژه در بخش پایین نخاع گردنی بطور شایع مطرح میشود. تیپ 3 :مخچه و ساقه ی مغزی به داخل انسفالوسل قرار گرفته داخل حفره ی خلفی فتق پیدا میکند. تشخیص افتراقی این نوع از کیاری، میلومننگوسل بخش فوقانی نخاع گردنی است . تیپ 4 : آپلازی یا هایپوپلازی مخچه میباشد واندازه ی حفره ی خلفی نرمال است و هیچگونه هرنی مخچه ای وجود ندارد. تیپ 0:سیرنگومیلیا بدون وجود هرنی تونسیلار میباشد که به فشاربرداری حفره ی خلفی به خوبی پاسخ میدهد. تیپ 1.5: تونسیل مخچه با همراه با ساقه ی مغزی از فورامن مگنوم هرنی میکند